تصویر: وقتی بغض رئیس دادگستری می‌تركد...
این پست رو دوباره گذاشتم ایا كسی رو می شناسید كه بتونه  به این جوان كمك كنه . لطفا كمك كنید. از دوستانی كه  وبلاگ دارند خواهش می كنم این خبر رو لینك كنند شاید این گره به دست شما باز بشه . شاید یه روزم یكی دیگه گره از كار شما باز كنه .
وی می‌گوید: اواز كسی شكایت ندارد وتنها در انتظار دستی ا ست كه یاری‌اش كند تا بتواند زنده بماند و به آرزوهای خود برسد. از دوست هایی كه وبلاگ دارند میخوتم این خبر رو تو وبلاگشون بگزارند . خدا بهش كمك كنه .
جام جم آنلاین: تلفن همراهم زنگ می‌زند، وقتی گوشی را برمی‌دارم، صدای آشنای قاضی حسینی ، رئیس دادگستری پاكدشت را می‌شنوم ؛ صدایش آشكارا می‌لرزد.

وقتی علت را جویا می‌شوم، می‌گوید: یك جوان به علت فقر و ناتوانی برای معالجه خود در یك قدمی مرگ قرار گرفته است.

رئیس دادگستری پاكدشت ادامه می‌دهد: از وضعیت این جوان چند روز پیش اطلاع یافتم. او عضو یك خانواده فقیر است كه ماهانه 30 هزار تومان از طریق بهزیستی دریافت می‌كنند. چندی پیش این جوان پس از سقوط از بلندی و شكستگی لگن، مدتی را در یكی از بیمارستان‌ها بستری می‌شود و پس از ترخیص از بیمارستان، به یكباره یكی از پاهایش به طرز غیرمعمول شروع به عفونت شدید می‌كند و زمانی كه او به سراغ بیمارستانی كه در آن بستری شده بود می‌رود، از وی برای بستری شدن دوباره درخواست پول می‌كنند، اما چون قادر به پرداخت هزینه درمان خود نبوده، بناچار به خانه بازمی‌گردد و اكنون نیز در اوج جوانی به انتظار مرگ نشسته است.

وی می‌گوید: اواز كسی شكایت ندارد وتنها در انتظار دستی ا ست كه یاری‌اش كند تا بتواند زنده بماند و به آرزوهای خود برسد.

رئیس دادگستری پاكدشت بغض می‌كند و می‌گوید: با دیدن این جوان احساس می‌كنم باید همه برای نجات او تلاش كنیم و نگذاریم او به دلیل فقر ... .

رئیس دادگستری سكوت می‌كند و متعاقب این سكوت معنی‌دار صدای بوق اشغال تلفن ....

قاضی نتوانست بغض تركیده‌اش را پنهان كندو....

در چنین مواقعی چاره‌ای نداریم تا دست یاری به سوی شما هموطنان، مسئولان وزارت بهداشت و پزشكان متعهد دراز كنیم تا شاید جوان بیمار فردا شاهد طلوع دوباره آفتاب باشد.
منبع : تابناك . ای ار

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 مهر 1388    | توسط: khabareruz khabareruz    |    | نظرات()